بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٢٠ - مسئله اول معناى مجمل و مبين
الصّلاة كجلسة الاستراحة- مثلا- فلا يدرى انّ فعله كان على وجه الوجوب أو الاستحباب، فمن هذه النّاحية يكون مجملا، و ان كان من ناحية دلالته على جواز الفعل في مقابل الحرمة يكون مبنيّا.
ترجمه:
باب هفتم: مبحث مجمل و مبيّن
و در آن چند مسئله ذكر مىشود:
مسئله اوّل: معناى مجمل و مبيّن
علماء اهل اصطلاح مجمل را اينطور تعريف كردهاند:
مجمل آنستكه دلالتش واضح و روشن نباشد.
و در مقابل آن مبيّن عبارتست از لفظى كه دلالتش بر معنا واضح و وشن باشد.
حضرات در اين تعريف مناقشاتى كردهاند كه در نقل و ذكر آنها فائدهاى وجود ندارد و بهرحال مقصود از مجمل در صورتيكه لفظ باشد آنستكه مراد متكلّم و منظور وى از آن بدست نيايد چنانچه در فرضى كه مجمل فعل باشد غرض از آن اينستكه مراد فاعل معلوم نيست.
و مآل و برگشت آن باين است كه بگوئيم:
مجمل عبارتست از لفظ يا فعلى كه واجد ظهور نيست.
بنابراين « مبيّن » آنستكه داراى ظهور باشد و ببركت آن بر مقصود قائل يا فاعل مىتوان بطور ظنّ يا احيانا يقين دست يافت از اينرو بايد بگوئيم كه مبيّن شامل ظاهر و نصّ هردو مىشود.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند: